بایگانی نویسنده

به بهانه روز جهانی مبارزه با خشونت عليه زنان(از وبلاگ ورق پاره های زندان)

نوامبر 26, 2008

معمولن وقتی از خشونت حرف زده میشه اولین چیزی که به ذهن میرسه یک بر خورد شدید بدنی بین دو یا چند نفر هست. البته این شاید یک نوع از خشونت باشد، ولی فکر می کنم با پیشرفت در علم و تکنولوژی خشونت و البته خشونت ورزی هم پیشرفت کرده.
امروز برای خشن بودن لازم نیست که قداره بندها سر گذرها بایستند و با سلاح سرد و یا گرم بخش بزرگی از جامعه را مورد تحدید و شکنجه قرار دهند، تا به اهداف خود برسند. امروز ابزار خشونت ورزی سلاح سردی است که در مثل ایرانی از آن با عنوان پنبه یاد می شود. بله امروز با پنبه سر می برند و نه با قداره. اگر روزی برای سرقت مال و اموال مردم خشونت ورزی می شد امروز برای در خانه حبث کردن و گرفتن آزادی مردم خشونت ورزی می شود. خشونت هایی از جنس سیاسی، جنسی، ناموسی، روحی و روانی و حتا در جدید ترین نوع خود خشونت های علمی.
امروز ما شاهد فاجعه های بسیار تلخی هستیم. برای مثال پدری که به بهانه ی ناموس و ناموس پرستی و آبروی خانواده سر دخترش را از بدن جا می کند و یا دختری که در سن 10 سالگی فروخته می شود و بهترین دوران زندگی خود را در بین یک باند تبهکار بزرگ می شود. این نوع از خشونت ها گرچه هنوز رنگ و بوی قداره بندی دارد ولی میتوان اینگونه گفت که دولت نیز با عدم دخالت در این موارد با پنبه سر زنان را بردیده و حق آنها را ضایع کرده است. دولت با پای فشاری روی قوانینی که به مرد خانواده و یا پدر خانواده حق هر گونه قلدری را در خانه می دهد. مردی که می تواند هر نوع خشونتی را اعمال کند و لزومی هم به پاسخ دادن نمیبیند.
زنان ایرانی حتا نمی توانند با آرامش در خیابانها، پارکها و معابر شهر خود قدم بزنند، چرا که کافی است تا پلیسی از نوع پوشش آنها راضی نگردد. دختران و زنان ایرانی مدام باید در حول و ولا باشند که از کدام قسمت شهر عبود کنند و از کدام قسمت معبری عبور کنند تا ماموری در آنجا نباشد. آیا این خود خشونتی روحی و روانی نیست؟ کم ندیدیم تصویرهایی را که پلیسی با لگد دختر جوانی را سوار ماشین می کند و یا با ضربهای باتوم دختری را وادار به تغییر در پوشش خود می کنتد.آیا این پلیس امنیت مردم را فراهم می کند؟
این نوع خشونت حتا در خانه هم گریبان گیر زنان است. وقتی کیهان زنان را اینگونه مخاطب قرار می دهد که باید در آماده باش دائم جنسی برای شوهران خود باشید، گذشته از اینکه مرد را حیوانی معرفی می کند و با این نگاه به مرد نیز توهین کرده، آرامش روحی زنان را در خانه نیز بر هم میزند. تصور کنید زنی را که هر روز خود را در آماده باش جنسی نگه دارد، گویی قرار است جنگی در بگیرد، بازنده این جنگ نیز از ابتدا نیز مشخص است. خدا نکند مرد از این آماده باش راضی نگردد، آن وقت می تواند با استفاده از حقوق قانونی خود اقدام به خرید سربازی جوانتر و قدرتمند تر کند. کافی است تا توانایی مالی خرید را داشته باشد تا با استفاده از لایحه ی حمایت از خانواده، حمایتی کامل از خانواده خود بکند.
در بخش سیاسی نیز می توان به عدم راه دادن زنان در اداره امور کشور اشاره کرد.یک زن در ایران نه تنها هرگز نمی تواند به سمتی مانند رهبری برسد که حتا رسیدن به مقام رییس جمهوری رویایی بیش نیست. گرچه بعضی مخالف این قرائت از قانون اساسی هستند که رجل سیاسی به معنای جنسیت مرد نیست ولی در عالم واقع می بینیم که هست. علاوه بر این شما کدام زن را می شناسید که توانسته باشد در شورای نگهبان و یا مجمع تشخیص مصلحت و یا در راس یکی از قوای سه گانه قرار گرفته باشد و یا حتا پیشنهاد شده باشد که قرار گیرد، ولو پیشنهادی از جنس تعارف های معمول جامعه.
در حوضه ی علم و دانش هم چه خشونتی بالا تر از اینکه حق انتخاب را از دانشجو گرفته و او را محدود به منطقه ای کنیم. زمانی که دختران ما دیگر حق نداشته باشند محل تحصیل خود را انتخاب کنند دیگر حق انتخاب چه چیزی را خواهند داشت؟ باید در نگرشمان نسیت به معنی خشونت تغییر ایجاد کنیم. این خود بزرگترین خشونت است که فردی حق انتخاب آزاد را نداشته باشد.

من تصور می کنم که دیگر وقت آن رسیده تا دولت دست از همراهی با این خشونت ورزی ها بردارد و همراه مردم برای از بین بردن همه این مصداقها تلاش کند. ولی آیا چنین اراده ای وجود دارد؟

از وبلاگ ورق پاره های زندان – امیر رشیدی

ما می توانیم

سپتامبر 10, 2008

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند

من اگر بنشینم،تو اگر بنشینی، چه کسی بر می خیزد؟

(حمید مصدق)

داشتم تو اخبار می چرخیدم و از خوندن خبری با عنوان «ورود زنان به اداره کل راه و ترابري استان کرمان ممنوع شد» غرق در تعجب بودم، که یکی از همکارام لینکی رو برام فرستاد تا بخونم. لینک سایت ایسنا بود و خبری رو از قول مخبر کمسیون قضایی و حقوقی مجلس می داد، مبنی بر اینکه کمسیون ماده های 25 و 23 لایحه رو حذف کرده و مجلس در جلسه علنی باید لایحه رو بدون این دو ماده برسی کنه (که امروز می دونیم کلیات لایحه تصویب شد).

راستش رو بگم اولش خیلی خوشحال شدم و فوری این خبر رو برای همه دوستان کمپینی و غیر کمپینی فرستادم و به همه تبریک گفتم، اما بعد از چند دقیقه ای که گذشت با خودم گفتم پس باقیش چی؟ این درست هست که این دو ماده خیلی افتضاح بوده و باید حذف می شده ولی فقط اینها نبوده!!! رفتم متن لایحه رو که بچه ها فرستاده بودن از تو میلها پیدا کردم و دوباره خوندمش.

ماده 2- دادگاه خانواده با حضور رئيس يا دادرس علي البدل و دو مستشار تشکيل مي شود که  حتي المقدور يکي از مستشاران دادگاه از بانوان دارنده پايه قضايي مي باشد.

ماده22- ثبت عقد نکاح دائم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح و طلاق الزامي است.

تبصره : ثبت نکاح موقت تابع آيين نامه اي که به تصويب وزير  دادگستري مي رسد.

ماده 38- در طلاق رجعي ، صيغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاري و مراتب صورتجلسه مي شود ولي ثبت طلاق منوط به ارائه گواهي کتبي حداقل دو شاهد مبني بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پايان عده مي باشد، مگر اينکه زن رضايت به ثبت داشته باشد در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلاق ابطال و در صورت عدم رجوع صورتجلسه تکميل و طلاق ثبت مي شود. صورتجلسه تکميلي به امضاي سر دفتر، زوجين يا نماينده آنان و دو شاهد طلاق مي رسد . در صورت درخواست زوجه گواهي اجراء صيغه طلاق و عدم رجوع زوج، به وي اعطاء مي شود.

ماده 46- هر فرد خارجي بدون اخذ اجازه  مذکور در ماده (1060) قانون مدني با زن ايراني ازدواج نمايد، به حبس از نود و يک روز تا يک سال محکوم مي شود. در اين صورت زن چنانچه به اختيار خود ازدواج کرده باشد و ولي دختر در صورتي که ازدواج به اذن وي صورت گرفته باشد و همچنين عاقد به عنوان معاون در جرم مزبور محکوم خواهند شد.

راستش هر چی تو ذهنم تاریخ جنبشهای مدنی و مردمی رو برسی کردم جنبشی رو پیدا نکردم که یک اتحاد همه جانبه بین مردم، روشنفکرها، روزنامه نگارها و … تونسته باشه به وجود بیاره و مجلس رو وادار کنه تا تن به خواسته های اونها بدن. بله ما موفق شدیم و باید باور کنیم که می توانیم کارهایی را که در نظر اول شاید غیر ممکنه به نظر برسه رو انجام بدیم. ما با یک برنامه ریزی مشخص و با یک اتحاد کامل توانستیم کاری را انجام بدیم که شاید هیچ جنبش سیاسی هم توانایی انجام این کار رو نداشت. ولی نباید فراموش کنیم که کار ما اینجا تموم نمیشه، ما تازه در ابتدای راه هستیم و این یک تجربه بزرگ و گران سنگ بود برای ما.

باید باز هم تلاش کرد و هزینه داد تا نابرابری به شکل کامل ریشه کن بشه و زنها بتون در کنار ما مردها در جامعه سهم برابر داشته باشن.


 چه كسی می خواهد، من و تو ما نشویم؟

خانه اش ویران باد !

من اگر ما نشوم، تنهایم

تو اگر ما نشوی، خویشتنی

از كجا كه من و تو

شور یكپارچگی را در شرق

باز بر پا نكنیم

از كجا كه من و تو

مشت رسوایان را وا نكنیم ؟

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه كسی برخیزد ؟

چه كسی با دشمن بستیزد ؟ چه كسی؟

پنجه در پنجه هر دشمن دون  آویزد

امیر رشیدی(شعر از حمید مصدق)

فاعل در مقابل فعل

مه 22, 2008

تو ادبيات ما اگر بگرديد كم نيستند ضرب المثل هايي كه اين معني را تدايي مي كند كه كسي كه خود فاعل فعلي است نبايد ديگران را به عدم انجام آن فعل تشويق كند. براي مثال «رطب خورده كي كند منع رطب«. در اين ضرب المثل كه از روايتي منصوب به پيامبر اسلام مي باشد، بيان شده كه وقتي من خود اقدام خوردن خرما(رطب) كردم، ‌نمي توانم ديگران را به عدم انجام اين كار تشويق كنم.

البته اين فعل خوردن رطب چندان براي جامعه ايجاد مشكل نمي كند و نمي كرد ولي بعضي افعال هستن كه در جامعه چندان مورد استقبال قرار نمي گيرند و اين عدم استقبال گاهي چونان دردناك و مضر براي جامعه است كه حتا خود فاعلين مردم را به عدم انجام آن كار تشويق مي كنند، ‌به عنوان نمونه حتمن شما هم پزشكهايي را ديديد كه خودشان سيگار مي كشند و به همه ي بيماران خود توصيه مي كنند كه سيگار رو ترك كنند.

اين تقابل فاعل و فعل در مورد كميپن براي من رخ داد. چند روز پيش مردي همه ي ده مورد در خواستي كمپين را قبول و امضا كرد، در حالي كه خود داراي دو همسر بود و اين يعني فاعل در مقابل فعل. براي من و همه ي دوستانم جالب بود كه چطور مردي كه خود اقدام به انجام چنين عملي كرده به جمع كساني مي پيوندد كه اين عمل او را نكوهيده و نسبت به قانوني شدن عكس اين فعل اقدام مي كنند.

راستش دارم فكر مي كنم كه رطب خوده هم مي تواند منع رطب كند و چه بسا كه بهتر هم بتواند، چرا كه طعم رطبي كه او چشيده هرگز من و امثال من نچشيده ايم.

وقتي من از اين مرد پرسيدم: محمد آقا شما هم؟

پاسخ داد كه : «كار شما زيبا و درخور تحسين است كه براي رفع تبعيض فعاليت مي كنيد ولي هيچ يك از شما همانند من نمي فهميد كه اين عمل ممكن است چه عواقبي را داشته باشد.»

من امروز از هر روز ديگري خوشحالترم و به اين امضا بيش از ديگر امضا هايي كه گرفتم افتخار مي كنم، خوشحالم چون فكر مي كنم امروز داشتن چنين تجربه هاي سطح آگاهي اجتماعي مردم را بالاتر برده تا جايي كه فاعل در مقابل فعل مي ايسته و براي اصلاح فعلش و فعل ديگران تلاش مي كند. خوشحالم چون يقين دارم كسي كه امضا كرده اين بار انجام فعلي را با آگاهي همراه كرده و در سدد اصلاح فعل گذشته ي خودش بر آماده.

امیر رشیدی

کی از سوسک می ترسه؟

آوریل 15, 2008

تو محافل مردونه وقتی مردی رو به جهت ترس از زنش یا بهتر بگیم زن ذلیلی مورد تمسخر قرار میدن معمولن این جمله زیاد شنیده میشه که «مردها از زنها میترس و زنها از سوسک» و معمولن هم زنها میگن که ما چندشمون میشه ولی نمی ترسیم.

من میخوام امروز ثابت کنم که زنها اگر هم ترسو بودن در طول زمان(حداقل این 30 سال گذشته) از خیلی امثال ما مردها شجاع تر شدن. اثباتش کار چندان سختی نیست.

اجاز بدید از کوچه و خیابون شروع کنم. اوایل انقلاب و کمیته رو به یاد بیارید، زمانی که به راحتی میشه اون رو در قالب بخشهایی از فیلم پرسپولیس دید. بیشترین بگیر و ببند ها در بین زنها بود. به لباسشون گیر میدادن به موهاشون و خیلی چیزهای دیگه ولی خوب به گذشت زمان دقت کنید. دقت کنید که چطور مد رو در اختیار گرفتن تا انواع و اقسام مانتوها رو روسری ها رو درست کنن که هر کدوم به شکلی توجیه می شد و امروز که کمیته خودش رو در قالب گشت ارشاد در سطح شهر نشون میده(این قسمت رو داشته باشید باهاش کار دارم).

کمی بریم تو مجامع خصوصی تر؛ خونه ها. قدیمتر زن رو از دختر به وسیله ابروی برداشته و این طور نمادها شناسایی می کردن، اگر خاطرتون باشه حتمن دیدید که چطور یواشکی میرن زیر ابرو ور میدارن تا جلوی تفکر پدر خودشون بایستن و بگم چی رو چطور دوست دارن و می پسندن.

نگاهی به باشگاه های ورزشی بکنید. آیا در 25 سال پیش تعداد ورزشگاه ها و استخرها و … برای زنها بیشتر بود یا امروز؟ در 15 سال پیش دختران ما بیشتر تو رشته های ورزشی به شکل قهرمانی ظاهر میشدن یا امروز؟ امروز کا به جایی رسیده که با فشار از مسئولین میخوان تا لباس شنای اسلامی رو به مراجع نشون داده و از اونها برای شرکت در مجامع بین المللی ورزشی فتوا بگیرن. امروز تیم ملی جودو دختران در آستانه شرکت در مسابقات جهانی هست و اولین تیم بولینگ دختران هم اعزام شد. امروز تیم ملی بسکتبال دختران نه تنها از حضور تو مجامع جهانی ترسی نداره بلکه با شجاعت اعلام میکنه که ما از پیش باخته نیستیم. دختران اسکواش باز ما به شدت در پی کسب اجازه برای شرکت در مسابقات هستن.

به یاد بیار جایی رو که گفتم باهاش کار دارم، با مثالهای بالا نشون دادم که دختران با شجاعت هر چه بیشتر با همه محدودیت ها بر خورد کردن و امروز تو دنیا حرفهایی برای گفتن دارن، حالا گشت ارشادی رو به یاد بیارید که برای ارشاد دختران خود رو مسلح به سلاح کمری و اسپری فلفل و باتوم کرده! آیا اینها ابزار ارشاد هست یا ترساندن دزد و قاتل و …. آری! امروز دیگر کسی از کمیته نمیترسه که مسلح بودن کمیته امروزی به انواع سلاح سرد و گرم نشون از ترس اونها از رشد دختران ما داره. امروز دیگه این دختران و زنان ما نیستن که میترسن.

آنها نه تنها نمیترسن بلکه به من و شما هم یاد میدن که هیچ چیزی با غرغر کردن تغیر نمیکنه و شجاعانه برای تغییری که میخوان در جامعه بدن اقدام میکنن

امیر رشیدی